تبلیغات
رضــوی - نذر علمدار کربلا(سعیدی راد)
 
رضــوی
شـعـر اهـل بــیــت(ع)
درباره وبلاگ


با سلام
دوستان همراه با این وبلاگ
مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم.
امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم.
انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم .
ما رو دعا کنید.
ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی)

مدیر وبلاگ : مسعود
نویسندگان

کیستی‌ ای‌ مرد خدایی‌ تبار؟

ای‌ نفست‌ آیة‌ پروردگار!

 

کیستی‌ ای‌ کوه‌ترین‌ مردها؟

گم‌ شده‌ در جوهره‌ات‌ دردها

 

چشم‌ فلک‌ منتظر گام‌ تو

جن‌ و ملک‌ ریزه‌ خور نام‌ تو

 

کیستی‌ ای‌ مرد که‌ چون‌ شیرها

می‌چکد از پیرهنت‌ تیرها؟

 

سرو کجا و قد والای تو؟

ماه فرود آمده در پای تو

 

رد قدم هات، گل‌ رازقی‌!

هرم لبان تو خط عاشقی‌

 

عشق فقط شاخه ای از تاک تو

عقل فرو مانده در ادراک تو

 

عقل در اندیشه ی احوال تو

عشق دویده ست به دنبال تو

....

 

می‌کشم‌ از سینة‌ دلخسته‌ آه‌

منتظرم‌ بلکه‌ بتابی‌ چو ماه‌

 

ماه‌ "بنی‌ هاشم‌" اگر نیستی‌

خود بگو ای‌ ماه ترین‌ کیستی‌؟

 

ای‌ همة‌ عشق‌ بگو کیستی‌؟

حضرت‌ عباس‌ مگر نیستی‌؟

 

سوره اخلاص، سلام علیک

حضرت عباس، سلام علیک

 

کیستی‌ ای‌ ساقی‌ جام‌ الست‌

جام هم از نام‌ تو گردیده‌ مست‌

 

آب‌ که‌ شرمندة‌ لبهای‌ توست‌

تشنه‌تر از قامت‌ رعنای‌ توست‌

 

ساقی‌ این‌ لشکر عاشق‌ تویی‌!

با خطر و عشق‌ موافق‌ تویی‌!

 

...

ظهر شد و خیمه عطشناک شد

ولوله در آن سوی افلاک شد

 

نوبت جانبازی عباس شد

وقت سرافرازی عباس شد

...

 

جرعه ای از مشک تو آب حیات

قطره ای از اشک تو یعنی فرات

 

عاشق و سر مست،  که دید این چنین

ساقی بی دست ، که دید این چنین

 

شعله اشک است اگر بشنویم

گریه مشک است اگر بشنویم

 

مشک عزادار لب تشنه ات

علقمه خونبار لب تشنه ات

 

....

 

ذره‌ای‌ از عشق‌ خود اینجا بپاش‌!

قطره نوری به‌ دل‌ ما بپاش‌!

 

ما همه لب تشنة‌ جام‌ توایم‌

تشنة‌ یک‌ جرعه‌ کلام‌ توایم‌

...

 باز کن‌ این‌ پنجرة‌ بسته‌ را

مست‌ کن‌ این‌ تشنه‌ لب‌ خسته‌ را

 

تشنه لبم تشنه! بیا باز هم‌

تشنگی‌ آموز مرا، باز هم‌

 

باز علم‌ گیر و به‌ میدان‌ بیا

سوی‌ حرم‌ مشک‌ به‌ دندان‌ بیا

 

باز علم‌ گیر و علمدار باش‌!

در سپه‌ عشق‌ سپهدار باش‌!

 

مثل‌ تو سردار ندارد حسین‌!

چون‌ تو علمدار ندارد حسین‌!

 

عالم‌ و آدم‌ به‌ فدای‌ تو باد

عشق‌، دمادم‌ به‌ فدای‌ تو باد

 

ای‌ به‌ فدای‌ تو و همدردی‌ات‌

گشته‌ جهان‌ محو جوانمردی‌ات‌

 

بیرق‌ نام‌ تو تکان‌ می‌خورد

تا عطش‌ و عشق‌ مرا می‌برد

سعیدی راد

صفحه اول





نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، سعیدی راد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 4 دی 1389 05:17 ب.ظ
شعر زیبا بود و آنچنان تنم آتش گرفت و هم آغوش شعر شدم و در این دریای عشق غرق شدم که گویی هیچ وقت پای در این هستی نگذاشته‌م
عذرم را بپذیر ای دوست کلمات یاری‌ام نکردند تا حق را ادا کنم.
یا علی(ع)!
یا حسین(ع)!
یا حق!
شنبه 4 دی 1389 12:25 ب.ظ
سلام

چه شعر قشنگی

موفق و شاد زی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)

قرآن وعترت