تبلیغات
رضــوی - یک عمر
 
رضــوی
شـعـر اهـل بــیــت(ع)
درباره وبلاگ


با سلام
دوستان همراه با این وبلاگ
مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم.
امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم.
انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم .
ما رو دعا کنید.
ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی)

مدیر وبلاگ : مسعود
نویسندگان
پنجشنبه 7 بهمن 1389

یک عمر در حوالی غربت مقیم بود

آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود

خورشید بود و ماه از او نور میگرفت

تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود

سر می کشید خانه به خانه محله را

این کارهای هر سحر این نسیم بود

آتش زبانه می کشد از دشت سبز او

چون گلفروش کوچه ی طور کلیم بود

این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد

چون حال آفتاب مدینه وخیم بود

حقش نبود تیر به تابوت او زدن

این کعبه در عبادت مردم سهیم بود

بی سابقه است حادثه اما جدید نیست

این خانواده غربتشان از قدیم بود

آقا ببخش قصد جسارت نداشتم

پای درازم از برکات گلیم بود                                                             

رضا جعفری

نقل از: سایت شیعتی

 



نوع مطلب : اهل بیت(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)

قرآن وعترت