رضــوی با سلام دوستان همراه با این وبلاگ مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم. امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم. انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم . ما رو دعا کنید. ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی) tag:http://razavi57.mihanblog.com 2019-09-21T02:15:56+01:00 mihanblog.com یا رقیه 2015-11-12T18:47:40+01:00 2015-11-12T18:47:40+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/296 مسعود بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم یکی دو تا که نیست کبودی پیکرم گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی با دیدن تو درد ها از یاد من رفت پس بعد از این دردی اگر دارم ندارم بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم

یکی دو تا که نیست کبودی پیکرم

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

با دیدن تو درد ها از یاد من رفت

پس بعد از این دردی اگر دارم ندارم



]]>
ما دل نبسته ایم 2015-04-12T14:20:11+01:00 2015-04-12T14:20:11+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/295 مسعود ما دل نبسته ایم به اوضاع کار خویشدل خوش نکرده ایم به این کوله بار خویشباید خدا به داد دل بی کسم برسدشیطان کند وگرنه دلم را شکار خویش ما دل نبسته ایم به اوضاع کار خویش
دل خوش نکرده ایم به این کوله بار خویش
باید خدا به داد دل بی کسم برسد
شیطان کند وگرنه دلم را شکار خویش

]]>
السلام علیک یا بقیه الله 2014-12-31T15:28:14+01:00 2014-12-31T15:28:14+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/293 مسعود ]]> جمعه ها از پی هم ... 2014-12-31T15:10:34+01:00 2014-12-31T15:10:34+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/292 مسعود جمعه ها ازپی هم می آیند لیک ازغایب ما نیست خبر همه درحسرت دیدار رخش مصلحت نیست که نماید منظز آخرین والی حق باشد او اگرآیدشودهنگام ظفر نا امیدان همگی منتظرند تاامید همه آید زسفر آید وریشه کن ظلم شود ضعفارا بشود اورهبر عدل گسترشود ازجانب حق افسر عدل گذارد برسر ذوالفقار علی اندرکف او بنماید همه قبر مادر مهدیا طاقت هجرانت نیست ازخداخواه که آیی به حضر شاعر : اسماعیل تقوایی جمعه ها ازپی هم می آیند
لیک ازغایب ما نیست خبر
همه درحسرت دیدار رخش
مصلحت نیست که نماید منظز
آخرین والی حق باشد او
اگرآیدشودهنگام ظفر
نا امیدان همگی منتظرند
تاامید همه آید زسفر
آید وریشه کن ظلم شود
ضعفارا بشود اورهبر
عدل گسترشود ازجانب حق
افسر عدل گذارد برسر
ذوالفقار علی اندرکف او
بنماید همه قبر مادر
مهدیا طاقت هجرانت نیست
ازخداخواه که آیی به حضر

شاعر : اسماعیل تقوایی

]]>
نسیم کربلا 2013-08-09T11:37:37+01:00 2013-08-09T11:37:37+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/291 مسعود دیده نابینا شد و قلب از تلاطم ایستاد با نسیم "کربلا" کی زنده میسازی مرا؟    شاعر :مصطفی هاشمی نسب   دیده نابینا شد و قلب از تلاطم ایستاد

با نسیم "کربلا" کی زنده میسازی مرا؟ 

 

شاعر :مصطفی هاشمی نسب  

]]>
سلام عشق به زینب(س) 2012-12-25T15:18:44+01:00 2012-12-25T15:18:44+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/290 مسعود سلام عشق به زینب سلام یار به زینب س نگاه عشق شد اینبار ز روی دار به زینب س اگرچه فصل غم او نشد بهار ولیکن سلام شاه شهیدان ز صد بهار به زینب س اسیر غصه ی عشقم اسیر شاه دمشقم دو صد سلام ز عاشق ز غمگسار به زینب س نشسته ام به کنار کتاب غصه ی زینب س درودی از ته جانم از این کنار به زینب س سواره آمد و نیزه به کتف عمه ی ما زد چقدر داغ رسیده از این سوار به زینب س به روی یک سر خونی شراب ناب بریزند نگو فتاده نگاه بسی خمار به زینب س نزن تو عم Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


سلام عشق به زینب سلام یار به زینب س

نگاه عشق شد اینبار ز روی دار به زینب س

اگرچه فصل غم او نشد بهار ولیکن

سلام شاه شهیدان ز صد بهار به زینب س

اسیر غصه ی عشقم اسیر شاه دمشقم

دو صد سلام ز عاشق ز غمگسار به زینب س

نشسته ام به کنار کتاب غصه ی زینب س

درودی از ته جانم از این کنار به زینب س

سواره آمد و نیزه به کتف عمه ی ما زد

چقدر داغ رسیده از این سوار به زینب س

به روی یک سر خونی شراب ناب بریزند

نگو فتاده نگاه بسی خمار به زینب س

نزن تو عمه ی من را... رقیه گفت به والله

تو سیلی و لگدت را نکن نثار به زینب س

سروده جعفر ابوالفتحی

]]>
همین که نام مرا میبرند میگریم 2012-12-22T15:51:34+01:00 2012-12-22T15:51:34+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/289 مسعود همین که نام مرا میبرند میگریم چارپاره ای برای بانو ام البنین)س(   دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر! دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!" فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر   مدام بر لب من "ان یکاد" و "چارقل" است که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم! بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای اگرچه من هم "جوشن کبیر" میخوانم ... شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی شنیده ام که علم بر زمین نمی افتاد شنیده ام که ب Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

همین که نام مرا میبرند میگریم

چارپاره ای برای بانو ام البنین)س(

 

دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!

دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"

فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر

 

مدام بر لب من "ان یکاد" و "چارقل" است

که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!

بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای

اگرچه من هم "جوشن کبیر" میخوانم

...

شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی

شنیده ام که علم بر زمین نمی افتاد

شنیده ام که به آب فرات لب نزدی

فدای تشنگی ات ...شیر من حلالت باد

 

بگو چه شد لب آن رود، رود تشنه من!

بگو چه شد لب آن رود، ماه کامل من!

بگو که در غم تو رود رود گریه کنم

کدام دست تو را چید میوه دل من!

 

بگو بگو که به چشمت چه چشم زخم رسید؟

که بود تیر بر آن ابروی کمانی زد؟

بگو بگو که بدانم چه آمده به سرت

بگو بگو که بدانم چه بر سرم آمد

...

همین که نام مرا میبرند میگریم

از این به بعد من و آه و چشم تر شده ای

چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"

برای مادر تنهای بی پسر شده ای

شاعر: محمد مهدی سیار


]]>
پنجره 2012-12-21T16:07:09+01:00 2012-12-21T16:07:09+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/287 مسعود هر شب برای دیدن تو پشت پنجره با شبنم سرشك غمم روی برگِ چشم با نغمه‌های مرغ وجودم میانِ دل با شالِ سبزِ عاشقیت روی دوش عمر بهرِ قدومت ای گلِ زهرا راه می‌كشم * * * در هر شب غریبی و غربت به یاد تو با آرزوی دیدن هنگامه‌ی ظهور با شوق فصل نوكریت شاه آخرین با حسرتی كه لحظه‌ای آیی به خواب من در آسمان تار دلم ماه می‌كشم * * * ترسم ز وقتِ تلخِ نبودن كنارِ تو وقتی كه جان دهم ولی جانا نبینمت وقتی كه آیی از سفر و من به زیر خاك در گوشه‌ای نشسته‌ام و در خیال تو من از فراق روی شما آه می‌كش Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


هر شب برای دیدن تو پشت پنجره
با شبنم سرشك غمم روی برگِ چشم
با نغمه‌های مرغ وجودم میانِ دل
با شالِ سبزِ عاشقیت روی دوش عمر
بهرِ قدومت ای گلِ زهرا راه می‌كشم
* * *
در هر شب غریبی و غربت به یاد تو
با آرزوی دیدن هنگامه‌ی ظهور
با شوق فصل نوكریت شاه آخرین
با حسرتی كه لحظه‌ای آیی به خواب من
در آسمان تار دلم ماه می‌كشم
* * *
ترسم ز وقتِ تلخِ نبودن كنارِ تو
وقتی كه جان دهم ولی جانا نبینمت
وقتی كه آیی از سفر و من به زیر خاك
در گوشه‌ای نشسته‌ام و در خیال تو
من از فراق روی شما آه می‌كشم

شاعر : حسن فطرس

]]>
صبح جمعه رسیده از راه و 2012-12-21T02:40:45+01:00 2012-12-21T02:40:45+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/286 مسعود صبح جمعه رسیده از راه و در فراق تو بر لبم آه است ندبه‌ ی چشم های بارانی ذکر «أین بقیة الله» است بی تو دل های ما چه سرگردان بی تو احوالمان پریشان است «العجل یابن فاطمه» دیگر جان به لب های ندبه خوانان است روی دوشت عبای پیغمبر وارث ذوالفقار مولایی می رسی با طنین « جاء الحق » می کنی کعبه را تماشایی تو بیا تا معرفی گردد در جهان برترینِ آئین ها پرچم حق در اهتزاز آید جمع گردد بساط توهین ها شاعر:یوسف رحیمی Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

صبح جمعه رسیده از راه و
در فراق تو بر لبم آه است
ندبه‌ ی چشم های بارانی
ذکر «أین بقیة الله» است
بی تو دل های ما چه سرگردان
بی تو احوالمان پریشان است
«
العجل یابن فاطمه» دیگر
جان به لب های ندبه خوانان است
روی دوشت عبای پیغمبر
وارث ذوالفقار مولایی
می رسی با طنین « جاء الحق »
می کنی کعبه را تماشایی
تو بیا تا معرفی گردد
در جهان برترینِ آئین ها
پرچم حق در اهتزاز آید
جمع گردد بساط توهین ها

شاعر:یوسف رحیمی

]]>
امروز خواب ماندم و 2012-12-20T23:14:11+01:00 2012-12-20T23:14:11+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/288 مسعود امروز خواب ماندم و فردا ندیدمت فردا به خویش آمدم اما ندیدمت با من که جانماز شبم قهر کرده است چندین شب است نیمه  شبها ندیدمت خواب و خیال غیر تو را بسکه دیده ام یک شب تو را به خواب ، به رویا ندیدمت دیدی گناه شوق مرا کورکور کرد دیدی تو را به چشم تماشا ندیدمت اشکم چکید و چشم مرا با خودش نبرد من قطره ماندم و لب دریا ندیدمت یک جرعه آب تشنه نگشتم برای تو در روضه های حضرت سقا ندیدمت دیدن به چشم نیست ولی گوش دل که هست کور و کرم! مگر نه؟! که آ Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

امروز خواب ماندم و فردا ندیدمت

فردا به خویش آمدم اما ندیدمت

با من که جانماز شبم قهر کرده است

چندین شب است نیمه  شبها ندیدمت

خواب و خیال غیر تو را بسکه دیده ام

یک شب تو را به خواب ، به رویا ندیدمت

دیدی گناه شوق مرا کورکور کرد

دیدی تو را به چشم تماشا ندیدمت

اشکم چکید و چشم مرا با خودش نبرد

من قطره ماندم و لب دریا ندیدمت

یک جرعه آب تشنه نگشتم برای تو

در روضه های حضرت سقا ندیدمت

دیدن به چشم نیست ولی گوش دل که هست

کور و کرم! مگر نه؟! که آقا ندیدمت

روضه به روضه گشته ام این انتظار را

شک میکنم به خویش که آیا ندیدمت؟

 

شاعر: رحمان نوازی

]]>
یلدای هجران 2012-12-20T16:15:27+01:00 2012-12-20T16:15:27+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/285 مسعود چرا در این دعاهایم اثر نیست؟ چرا یلدای هجران را سحر نیست؟ شب و روز ،این شده ذکر مدامم چرا از یوسف زهرا خبر نیست؟ شاعر: محمد مهدی عبداللهی   Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

چرا در این دعاهایم اثر نیست؟

چرا یلدای هجران را سحر نیست؟

شب و روز ،این شده ذکر مدامم

چرا از یوسف زهرا خبر نیست؟

شاعر: محمد مهدی عبداللهی

 

]]>
انیس شیون و آه رقیه 2012-12-18T12:30:21+01:00 2012-12-18T12:30:21+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/284 مسعود انیس شیون و آهِ رقیه شدی بر نیزه ها ماهِ رقیه ببر با خود مرا، خیری ندارد پس از تو عمر کوتاهِ رقیه شاعر: یوسف رحیمی   Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4



انیس شیون و آهِ رقیه

شدی بر نیزه ها ماهِ رقیه

ببر با خود مرا، خیری ندارد

پس از تو عمر کوتاهِ رقیه

شاعر: یوسف رحیمی

 

]]>
یا باقر العلوم 2012-12-16T17:24:12+01:00 2012-12-16T17:24:12+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/283 مسعود اى شمع بزم دین، یا باقرالعلوم وى آیت مبین، یا باقرالعلوم اى سرور امم، وى پنجمین امام معصوم هفتمین، یا باقرالعلوم مرآت طاوها، ریحانه ‏ى نبى فرزند یا و سین، یا باقرالعلوم اى مهر دل فروز، در آسمان علم وى یار مه جبین، یا باقرالعلوم اى حجت خدا، ما را شفیع شو در روز واپسین، یا باقرالعلوم اى آفتاب علم، آئینه‏ ى كمال چشم و چراغ دین، یا باقرالعلوم اى نور كردگار، هستى تو یادگار بر زین العابدین، یا باقرالعلوم رسوا Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4




اى شمع بزم دین، یا باقرالعلوم

وى آیت مبین، یا باقرالعلوم


اى سرور امم، وى پنجمین امام

معصوم هفتمین، یا باقرالعلوم


مرآت طاوها، ریحانه ‏ى نبى

فرزند یا و سین، یا باقرالعلوم


اى مهر دل فروز، در آسمان علم

وى یار مه جبین، یا باقرالعلوم


اى حجت خدا، ما را شفیع شو

در روز واپسین، یا باقرالعلوم


اى آفتاب علم، آئینه‏ ى كمال

چشم و چراغ دین، یا باقرالعلوم


اى نور كردگار، هستى تو یادگار

بر زین العابدین، یا باقرالعلوم


رسواى خاص و عام، كردى هشام را

با نطق آتشین، یا باقرالعلوم


اى ماه هاشمى، شد قلب اهل دل

با مهر تو عجین، یا باقرالعلوم


اى كشته ستم، عالم به ماتمت

با غم شده قرین، یا باقرالعلوم


شمع وجود تو، شد قطره قطره آب

از سوز زهركین، یا باقرالعلوم


شد طبع «حافظى» از خرمن ادب

پیوسته خوشه چین، یا باقرالعلوم

شاعر : محسن حافظی

 

]]>
چگونه وصف کنم 2012-12-09T12:55:28+01:00 2012-12-09T12:55:28+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/282 مسعود به بهانهء رونمایی از ضریح جدید سیدالشهدا در قم و هنرنمایی استاد فرشچیان   چگونه وصف کنم قطره های باران را رسیده ام به تو اما هنوز هجران را... بهشت پنجرهء دیگری به قم واکرد که مست کرده هوایش دل خراسان را تورا گرفته در آغوش خویش شش گوشه چنان که جلد طلا کوب متن قرآن را دلم هوای تو کرده به قدر یک مصرع ببخش وزن غزل را من پریشان را "که می رسد به مشامم هر لحظه بوی کربلا" چه عطر سیب غریبی گرفته ایران را سکوت کرده ام و خیره بر ضریح توام که بشنو Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

به بهانهء رونمایی از ضریح جدید سیدالشهدا در قم

و هنرنمایی استاد فرشچیان


 



چگونه وصف کنم قطره های باران را

رسیده ام به تو اما هنوز هجران را...

بهشت پنجرهء دیگری به قم واکرد

که مست کرده هوایش دل خراسان را

تورا گرفته در آغوش خویش شش گوشه

چنان که جلد طلا کوب متن قرآن را

دلم هوای تو کرده به قدر یک مصرع

ببخش وزن غزل را من پریشان را

"که می رسد به مشامم هر لحظه بوی کربلا"

چه عطر سیب غریبی گرفته ایران را

سکوت کرده ام و خیره بر ضریح توام

که بشنود دلتان التماس باران را

نگاه منتظرم گریه کرد یک دل سیر

تمام فاصله را دشت را بیابان را

دلم گرفته به قول رفیق شاعرمان

"چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را"

دوباره داغ دلم تازه شد کنار ضریح

خداکند که بسازیم قبر پنهان را

برای حضرت مادر ضریح می سازیم

ودست  فرشچیان طرح می زند آن را..

سید حمیدرضا برقعی
]]>
... گریه کنیم... 2012-12-06T06:28:52+01:00 2012-12-06T06:28:52+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/281 مسعود مهدی فاطمه ای یار بیا گریه كنیم با دلی خسته و خونبار بیا گریه كنیم كاروان اسراء آمده در شام بلا دل عالم شده بیمار بیا گریه كنیم سر دروازه‌ی این شهر نوشته است به خون شهر مردان جفاكار بیا گریه كنیم شامیان بد دهن و هلهله كن آمده‌اند زینب آمد سر بازار بیا گریه كنیم دست هر كودك شامی كه پر از سنگ جفاست بر یتیمان گرفتار بیا گریه كنیم خاك و خاكستر و آتش لب بام آماده است شام شد شام شب تار بیا گریه كنیم سر و طشت و لب و دندان و می و جام شراب وای از آن بزم دل آزار بیا گریه كنیم شع Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

مهدی فاطمه ای یار بیا گریه كنیم
با دلی خسته و خونبار بیا گریه كنیم
كاروان اسراء آمده در شام بلا
دل عالم شده بیمار بیا گریه كنیم
سر دروازه‌ی این شهر نوشته است به خون
شهر مردان جفاكار بیا گریه كنیم
شامیان بد دهن و هلهله كن آمده‌اند
زینب آمد سر بازار بیا گریه كنیم
دست هر كودك شامی كه پر از سنگ جفاست
بر یتیمان گرفتار بیا گریه كنیم
خاك و خاكستر و آتش لب بام آماده است
شام شد شام شب تار بیا گریه كنیم
سر و طشت و لب و دندان و می و جام شراب
وای از آن بزم دل آزار بیا گریه كنیم

شعر: حسن فطرس

]]>
دل 2012-12-05T16:35:06+01:00 2012-12-05T16:35:06+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/280 مسعود به دریای پر از غم، امان از دلِ زینببه عمری همه ماتم، امان از دلِ زینبكشیده غم دنیا به سوزِ دل و سینهاز آن شهرِ مدینه، امان از دلِ زینبنظر كرده به مادر میانِ در و دیوارهمان قصه‌ی مسمار، امان از دلِ زینباز آن سیلی ملعون، كه شد قاتلِ زهراهمان غربت كبری، امان از دلِ زینبز داغ و غمِ كوفه به قلبش شرر افتادبه یادِ پدر افتاد، امان از دلی زینبچو یارِ حسنش بود از آن طشت جگر گوندلش گشته پر از خون، امان از دلِ زینبچو شد كرب و بلایی به آن قدِ خمیدهبدید رأس بریده، امان از دلِ زینبنمك پاشِ دلش بود، همان دشمن ا به دریای پر از غم، امان از دلِ زینب
به عمری همه ماتم، امان از دلِ زینب
كشیده غم دنیا به سوزِ دل و سینه
از آن شهرِ مدینه، امان از دلِ زینب
نظر كرده به مادر میانِ در و دیوار
همان قصه‌ی مسمار، امان از دلِ زینب
از آن سیلی ملعون، كه شد قاتلِ زهرا
همان غربت كبری، امان از دلِ زینب
ز داغ و غمِ كوفه به قلبش شرر افتاد
به یادِ پدر افتاد، امان از دلی زینب
چو یارِ حسنش بود از آن طشت جگر گون
دلش گشته پر از خون، امان از دلِ زینب
چو شد كرب و بلایی به آن قدِ خمیده
بدید رأس بریده، امان از دلِ زینب
نمك پاشِ دلش بود، همان دشمن ایمان
كتك زد به یتیمان، امان از دلِ زینب
پرستارِ ولایت در آن خیمه‌ی آتش
بسوزد دلِ ماهش، امان از دلِ زینب
به شام آمد و دیدش چو دشنام و جسارت
بنالید از اسارت، امان از دلِ زینب
به بالای نی‌اش دید، سر زاده‌ی زهرا
به چوبه زده سر را، امان از دلِ زینب
در آن كنجِ خرابه، شده بانوی ناله
ز هجران سه ساله، امان از دلِ زینب
اگر خون بفشاند، ز چشمِ بنی آدم
بگوید دلِ عالم، امان از دلِ زینب

شاعر: حسن فطرس

]]>
هوای حسینیه 2012-12-05T10:40:28+01:00 2012-12-05T10:40:28+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/276 مسعود مرا هوای حسینیه بی امان کرده که چند سال مرا بیشتر جوان کرده نفس که میکشم انگار بوی کرب و بلاست هوای صحن ابالفضل مستمان کرده میان لطمه زنی و میان سینه زنی دلم هوای عبور از غم جهان کرده حسین عشق من و عمر و زندگی من است حسین در دل من عشق را بیان کرده حسین دست مرا ول نمی کند مردم حسین در دل دیوانه اش مکان کرده حسین زحمت من را کشیده این مدت و هر چه لطف شده یار مهربان کرده اگر همیشه شدم مست علتش این است که هر چه کرده همین چای و استکان کرده  شاعر : جواد دیندار برداشت از وبلاگ حدیث

مرا هوای حسینیه بی امان کرده

که چند سال مرا بیشتر جوان کرده

نفس که میکشم انگار بوی کرب و بلاست

هوای صحن ابالفضل مستمان کرده

میان لطمه زنی و میان سینه زنی

دلم هوای عبور از غم جهان کرده

حسین عشق من و عمر و زندگی من است

حسین در دل من عشق را بیان کرده

حسین دست مرا ول نمی کند مردم

حسین در دل دیوانه اش مکان کرده

حسین زحمت من را کشیده این مدت

و هر چه لطف شده یار مهربان کرده

اگر همیشه شدم مست علتش این است

که هر چه کرده همین چای و استکان کرده

 شاعر : جواد دیندار

برداشت از وبلاگ حدیث اشک

]]>
تنور خولی انشب تا سحر سوخت(رحیمی) 2012-12-05T10:17:42+01:00 2012-12-05T10:17:42+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/275 مسعود تب و اشک و عزا کوچه به کوچه میان کوفه گرداندند سر را به روی نیزه ها کوچه به کوچه   خروش ناله در عرش است برپا قیامت می شود از اشک زهرا سری را خولی آورده به کوفه تنی مانده رها بر خاک صحرا   دلش بی تاب از آهی پر شرر سوخت شبیه چشم هایی شعله ور سوخت به پای حنجری آتش گرفته تنورخولی آن شب تا سحر سوخت   شاعر:یوسف رحیمی تب و اشک و عزا کوچه به کوچه

میان کوفه گرداندند سر را

به روی نیزه ها کوچه به کوچه

 

خروش ناله در عرش است برپا

قیامت می شود از اشک زهرا

سری را خولی آورده به کوفه

تنی مانده رها بر خاک صحرا

 

دلش بی تاب از آهی پر شرر سوخت

شبیه چشم هایی شعله ور سوخت

به پای حنجری آتش گرفته

تنورخولی آن شب تا سحر سوخت

 

شاعر:یوسف رحیمی

]]>
داغ دل لاله 2012-08-21T21:57:44+01:00 2012-08-21T21:57:44+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/274 مسعود امروز برای شهدا وقت نداریم  ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم چون فرد مهمی شده نفس دغل ما اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است بهر سفر کرببلا وقت نداریم تقویم گرفتاری ما پر شده از زر ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم شاعر: مهدی نعمت نژاد

امروز برای شهدا وقت نداریم
 
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
 
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
 
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
 
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
 
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
 
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
 
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
 
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
 
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
 
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
 
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

شاعر: مهدی نعمت نژاد

]]>
خداکند دعوت شما باشم(نوازی) 2012-08-12T20:02:38+01:00 2012-08-12T20:02:38+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/273 مسعود خدا کند که منم دعوت شما باشم نسیم کوچکی از خلوت شما باشم و در کنار همین سفره ها کنار شما نمک بریزم و هم صحبت شما باشم فرار کرده ام از دست ظلمت نفسم که ظلّ تربیت رحمت شما باشم خدا کند که نظر کرده را نظر نکنند که در نظاره ی بی منّت شما باشم مخواه بین گداهای قیمتی حرم گدای بی غم و بی قیمت شما باشم ضیافت است و گدایت و انتخاب شما خدا کند که منم قسمت شما باشم اگر چه قیمت من با گناه قسمت شد اگر چه بنده ی بی قیمت شما باشم ولی به قیمت کرب و بلا نگاهم کن که من غلام همین هیئت شما باشم ش

خدا کند که منم دعوت شما باشم

نسیم کوچکی از خلوت شما باشم

و در کنار همین سفره ها کنار شما

نمک بریزم و هم صحبت شما باشم

فرار کرده ام از دست ظلمت نفسم

که ظلّ تربیت رحمت شما باشم

خدا کند که نظر کرده را نظر نکنند

که در نظاره ی بی منّت شما باشم

مخواه بین گداهای قیمتی حرم

گدای بی غم و بی قیمت شما باشم

ضیافت است و گدایت و انتخاب شما

خدا کند که منم قسمت شما باشم

اگر چه قیمت من با گناه قسمت شد

اگر چه بنده ی بی قیمت شما باشم

ولی به قیمت کرب و بلا نگاهم کن

که من غلام همین هیئت شما باشم

شاعر: رحمان نوازی

 

دانلود قرآن برای موبایل

]]>
مولای ما....(برقعی) 2012-08-11T01:52:37+01:00 2012-08-11T01:52:37+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/272 مسعود مولای ما نمونهء دیگر نداشته است اعجاز خلقت است و برابر نداشته است وقت طواف دور حرم فکر می کنم این خانه بی دلیل ترک برنداشته است دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی آیینه ای برای پیمبر نداشته است سوگند می خورم که نبی شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشته است طوری ز چارچوب در قلعه کنده است انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است چون روز روشن است که در جهل گمشده است هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است  این شعر استعاره ند

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است 

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

 منبع: وبلاگ سید حمیدرضا برقعی  

]]>
مـا دعـا کـردیـم و آنـهـا بـرده اند(شعر طنز حدادیان) 2012-07-30T14:09:57+01:00 2012-07-30T14:09:57+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/271 مسعود خسته ام از توبه های سَرسَری     از هوای نفس و از دیو و پری دوستـــانِ دشـمـنـم در یـاوری     مــادرانِ بـدتـر از نـامـــادری  باید امشب رفت راه دیگـری الامان الغوث یابن العسگری  شاعر:حاج سعید حدادیان رمضان 1433 منبع: سایت عقیق Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

خسته ام از توبه های سَرسَری     از هوای نفس و از دیو و پری
دوستـــانِ دشـمـنـم در یـاوری     مــادرانِ بـدتـر از نـامـــادری 
باید امشب رفت راه دیگـری
الامان الغوث یابن العسگری 

شاعر:حاج سعید حدادیان رمضان 1433


منبع: سایت عقیق ]]>
من را همیشه خواندی و نشناختم تو را 2012-07-26T14:40:58+01:00 2012-07-26T14:40:58+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/270 مسعود من را همیشه خواندی و نشناختم تو را از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را این بنده‌ی اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را بر خوان رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را شب های جمعه تو نمک اشک و روضه را بر جان من چشاندی و نشناختم تو را با رأفت و بزرگی و آقائیت مرا تا کربلا رساندی و نشناختم تو را   شاعر: یوسف رحیمی  

من را همیشه خواندی و نشناختم تو را

از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را

این بنده‌ی اسیر معاصی و نفس را

از درگهت نراندی و نشناختم تو را

بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

با من همیشه ماندی و نشناختم تو را

بر خوان رحمت و کرم و استجابتت

عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را

شب های جمعه تو نمک اشک و روضه را

بر جان من چشاندی و نشناختم تو را

با رأفت و بزرگی و آقائیت مرا

تا کربلا رساندی و نشناختم تو را

 

شاعر: یوسف رحیمی


 

]]>
سلام بر زینب(س) 2012-07-20T08:01:12+01:00 2012-07-20T08:01:12+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/269 مسعود             السلام علیك یا اباعبدالله، السلام علیك یا قتیل الظلماء، السلام علیك یا غریب الغرباءالسلام على قلب زینب الصبور ولسانها الشكور          


 

السلام علیك یا اباعبدالله، السلام علیك یا قتیل الظلماء، السلام علیك یا غریب الغرباء
السلام على قلب زینب الصبور ولسانها الشكور


]]>
در به در کوچه خطا 2012-07-20T07:55:34+01:00 2012-07-20T07:55:34+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/268 مسعود اگر چه در به در کوچه ی خطا شده ام شکسته بالترین بنده ی خدا شده ام ولی نشسته به چشم ترم ندامت ها ونیمه راهترین یار توبه ها شده ام گناه من نفسم را به سینه چسبانده بعید نیست تَحبِسُ الدعا شده ام شکسته پشت من از بار معصیت هایم زخویش خسته ام از خوب ها سوا شده ام به آستان کریمت پناه آوردم ز بس گناه نمودم چه بی حیا شده ام مرا به خاطر اشک حسین خود بپذیر مرا که نذر غم شاه کربلا شده ام چه باک از شب قبر و نکیر و منکرها چرا که گریه کن عشق سر جدا شده ام کفن بدرد من نخواهد خورد منی که خون جگر د اگر چه در به در کوچه ی خطا شده ام

شکسته بالترین بنده ی خدا شده ام

ولی نشسته به چشم ترم ندامت ها

ونیمه راهترین یار توبه ها شده ام

گناه من نفسم را به سینه چسبانده

بعید نیست تَحبِسُ الدعا شده ام

شکسته پشت من از بار معصیت هایم

زخویش خسته ام از خوب ها سوا شده ام

به آستان کریمت پناه آوردم

ز بس گناه نمودم چه بی حیا شده ام

مرا به خاطر اشک حسین خود بپذیر

مرا که نذر غم شاه کربلا شده ام

چه باک از شب قبر و نکیر و منکرها

چرا که گریه کن عشق سر جدا شده ام

کفن بدرد من نخواهد خورد

منی که خون جگر داغ بوریا شده ام

همیشه راه مرا کربلا رمق زده اند

اگر چه در به در کوچه ی خطا شده ام

شعر از مسعود اصلانی

اجرا شده توسط حاج محمود کریمی

التماس دعا

]]>
متن ترانه قلاده های طلا 2012-07-20T07:35:29+01:00 2012-07-20T07:35:29+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/267 مسعود                        متن ترانه قلاده های طلا                              ( تیتراژ فیلم) سخت از گفتن اما زان سخت تر نگفتن این راز برملا را از این و آن نهفتن در جامه شبانی گرگان روز مزدند با قافله رفیقند اما شریک دزدند                        متن ترانه قلاده های طلا 
                             ( تیتراژ فیلم)

سخت از گفتن اما

زان سخت تر نگفتن

این راز برملا را

از این و آن نهفتن

در جامه شبانی

گرگان روز مزدند

با قافله رفیقند

اما شریک دزدند

در سر هزار فتنه

نیرنگ های رنگی

اهل کدام مرزند

این رومیان زنگی

اوضاع از این قرار است

این اصل ماجرا بود

پاداش گردن کج

قلاده طلا بود

مشغول درس و مشقند

سرگرم رونویسی

سر می رسند نا گاه

با کیف انگلیسی

هم همنشین دشمن

هم همپیاله با دوست

با همهمه خوشند و

سو غاتشان هیاهو


شاعر: محمد مهدی سیار

خواننده : حامد زمانی


]]>
مگر کـه بـا مددت از گنه کناره کنم 2012-07-11T20:07:07+01:00 2012-07-11T20:07:07+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/266 مسعود   سزد ز غصه گریبان خویش پاره کنم روا بود که روم با شتاب سوی جحیم اگر بـه نـامۀ اعمال خـود نظاره کنم ز بس که توبه شکستم، شدم ز توبه خجل خدای من به چه رو توبۀ دوباره کنم؟ تـوان شمرد گنـاهان بی‌شمـار مـرا چگونه عفو تو را می‌توان شماره کنم؟ شراره‌های گناهم کشیده سر به سپهر مگر پناه به عفو تو زین شراره کنم فزونـیِ گنهم بـاز هم فـزون آیـد اگر مقـایسه بـا کثرت ستـاره کنم اگر تو در نگشایی به من، کجا بروم؟ وگر ز لطف نبخشی مرا، چه چاره کنم؟ به عزتت قسم از خجلت گناه کم است گر از دو دیده  

سزد ز غصه گریبان خویش پاره کنم

روا بود که روم با شتاب سوی جحیم

اگر بـه نـامۀ اعمال خـود نظاره کنم

ز بس که توبه شکستم، شدم ز توبه خجل

خدای من به چه رو توبۀ دوباره کنم؟

تـوان شمرد گنـاهان بی‌شمـار مـرا

چگونه عفو تو را می‌توان شماره کنم؟

شراره‌های گناهم کشیده سر به سپهر

مگر پناه به عفو تو زین شراره کنم

فزونـیِ گنهم بـاز هم فـزون آیـد

اگر مقـایسه بـا کثرت ستـاره کنم

اگر تو در نگشایی به من، کجا بروم؟

وگر ز لطف نبخشی مرا، چه چاره کنم؟

به عزتت قسم از خجلت گناه کم است

گر از دو دیده روان، خون دل هماره کنم

خدای من تو به«میثم« کرامتی فرما

مگر کـه بـا مددت از گنه کناره کنم

 

شاعر حاج غلامرضا سازگار

]]>
هم نفسان کوچه پر از عطر بهار است 2012-07-11T19:52:29+01:00 2012-07-11T19:52:29+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/265 مسعود بال زدیم و به آسمان نرسیدیم تا به افق های بیکران نرسیدیم   در خم یک کوچه جا زدیم دوباره مثل همیشه به کاروان نرسیدیم   شیعه‌ی خوبی نبوده ایم برایش ما به حضور اماممان نرسیدیم   هر شب از این جاده رفته ایم ولی حیف تا به سحرهای جمکران نرسیدیم   کوچه به کوچه شمیم سیب بیارید یا خبری از سوی حبیب بیارید   کار جنونم به تماشا کشیده است یک دو نفس لاأقل شکیب بیاریدشاعر: یوسف رحیمی Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

بال زدیم و به آسمان نرسیدیم

تا به افق های بیکران نرسیدیم

 

در خم یک کوچه جا زدیم دوباره

مثل همیشه به کاروان نرسیدیم

 

شیعه‌ی خوبی نبوده ایم برایش

ما به حضور اماممان نرسیدیم

 

هر شب از این جاده رفته ایم ولی حیف

تا به سحرهای جمکران نرسیدیم

 

کوچه به کوچه شمیم سیب بیارید

یا خبری از سوی حبیب بیارید

 

کار جنونم به تماشا کشیده است

یک دو نفس لاأقل شکیب بیارید


شاعر:

یوسف رحیمی


]]>
آید نوای کاروان ، بر گوش جهان کان دل ستان 2012-07-02T04:59:11+01:00 2012-07-02T04:59:11+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/264 مسعود آید نوای کاروان ، بر گوش جهان کان دل ستان تا دل ستاند زین و آن ، اینک شتابان می ‌رسد رخسار ماهش را ببین ، زلف سیاهش را ببین برق نگاهش را ببین ، یوسف به کنعان می ‌رسد ساقی ببخشا جام را ، از باده پر کن کام را گو باز این پیغام را ، پیمانه گردان می ‌رسد رونق فزای باغ‌ ها ، لطف  و صفای راغ ‌ها بر قلب عاشق ، داغ‌ ها ، زیبا گلستان می ‌رسد بر درگهش کن بندگی ، خواهی اگر پایندگی کان رهنمای زندگی ، و آن مهد عرفان می ‌رسد مهر سحر ، ماه صفا ، بحر گهر ، گنج وفا آیی Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

آید نوای کاروان ، بر گوش جهان کان دل ستان
تا دل ستاند زین و آن ، اینک شتابان می ‌رسد


رخسار ماهش را ببین ، زلف سیاهش را ببین
برق نگاهش را ببین ، یوسف به کنعان می ‌رسد

ساقی ببخشا جام را ، از باده پر کن کام را
گو باز این پیغام را ، پیمانه گردان می ‌رسد

رونق فزای باغ‌ ها ، لطف  و صفای راغ ‌ها
بر قلب عاشق ، داغ‌ ها ، زیبا گلستان می ‌رسد

بر درگهش کن بندگی ، خواهی اگر پایندگی
کان رهنمای زندگی ، و آن مهد عرفان می ‌رسد

مهر سحر ، ماه صفا ، بحر گهر ، گنج وفا
آیینه یزدانما ، خورشید ایمان می ‌رسد

یار موافق می ‌رسد ، دلدار صادق می ‌رسد
قرآن ناطق می ‌رسد ، محبوب یزدان می ‌رسد

 
منبع:http://www.emam8.com

]]>
از دست فراقت گِله دارم، گله دارم 2012-07-01T16:53:14+01:00 2012-07-01T16:53:14+01:00 tag:http://razavi57.mihanblog.com/post/263 مسعود از دست فراقت گِله دارم، گله دارم هر روز همین مسأله دارم، گله دارم جا مانده ترین لاله ی باغ شهدایم دلتنگی صد قافله دارم، گله دارم من داغ برادر به جگر دارم و سوزم زین غم که از او فاصله دارم، گله دارم بی کربُ بلا، هیچ دم آرام نگیرم آقا، دل کم حوصله دارم، گله دارم از این که به پشت تو نخواندیم نمازی وقتی که به لب نافله دارم، گله دارم ما هر چه که خواندیم، فقط بارش زهراست گاهی که خیال صله دارم، گله دارم ای یک نامه نشد تا که برایت بنویسم صدها ورق باط Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

از دست فراقت گِله دارم، گله دارم

هر روز همین مسأله دارم، گله دارم

جا مانده ترین لاله ی باغ شهدایم

دلتنگی صد قافله دارم، گله دارم

من داغ برادر به جگر دارم و سوزم

زین غم که از او فاصله دارم، گله دارم

بی کربُ بلا، هیچ دم آرام نگیرم

آقا، دل کم حوصله دارم، گله دارم

از این که به پشت تو نخواندیم نمازی

وقتی که به لب نافله دارم، گله دارم

ما هر چه که خواندیم، فقط بارش زهراست

گاهی که خیال صله دارم، گله دارم

ای یک نامه نشد تا که برایت بنویسم

صدها ورق باطله دارم، گله دارم

عمری ست که با دیدن هر کودک در خواب

من پرسشی از حرمله دارم، گله دارم

گیرم که زدی تیر، چرا خنده نمودی

صد زخم از آن هلهله دارم، گله دارم

منبع:نای دل

 

]]>