رضــوی
شـعـر اهـل بــیــت(ع)
درباره وبلاگ


با سلام
دوستان همراه با این وبلاگ
مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم.
امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم.
انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم .
ما رو دعا کنید.
ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی)

مدیر وبلاگ : مسعود
نویسندگان
چهارشنبه 19 آبان 1389

درد دل هایی که با تو داشتم

گوشه صحن تو جا بگذاشتم

تا تو را دیدم زبانم بسته شد

از جدایی ها روانم خسته شد



نوع مطلب : امام رضا(ع)، ژولیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 19 آبان 1389

با وجودی که سائل کرمم

زائرم لیک غافل از حرمم

زائر امید و بیم می خواهد

حفظ شان حریم می خواهد

هر دلی خاشع خدا نشود

زائر حضرت رضا نشود


بقیه شعر در ادامه مطلب



نوع مطلب : امام رضا(ع)، ژولیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 9 آبان 1389

چند وقت است دلم می گیرد

دلم از شوق حرم می گیرد

مثل یک قرن شب تاریک است

دو سه روزی که دلم می گیرد

مثل این است که دارد کم کم

هستیم بوی عدم می گیرد

دسته سینه زنی در دل من

نوحه می خواند و دم می گیرد

گریه ام یعنی باران بهار

هم نمی گیرد و هم می گیرد

بس که دلتنگی من بسیار است

دلم از وسعت کم می گیرد

لشکر عشق حرم را به خدا

به خود عشق قسم می گیرد

 

قیصر امین پور



نوع مطلب : حضرت معصومه(س)، امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 8 آبان 1389

زائری بارانی ام آقا بدادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام تنها بدادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن  آهو بدادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا بدادم می رسی؟

 



نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 2 آبان 1389

 

ای ضـــــامن آهــــــوی بیــابـــان

وی پــشت و پنـــــاه بی‌پنـــاهـــان

ای چشمــــه‌ی فیــــض حق‌تــعالی

مـــا را مپسنـــــــد كــــام عطشـان

ای ســــاقــــی بــــاده ی الــــــهی

پُــر كـــن قدحـــم زِخُـــمّ عــرفـان

زان بــــاده كـــه تـــا مـــرا نمایـد

قـابــــل زِبـــــرای قـــرب جـانـان

زان بــــاده بــــده كه تــا دلـــم را

ســـازد زِفــــروغ خــود فــروزان

زان بـــاده بــــده كه قطـــره ی او

صــد طعنــه زنــــد به ‌آب‌ حـیوان

زان بــــاده بـــده كــزو چشیــــدنـد

چون بـوذر و چون بلال و سلمـان

زان بــاده بـــــده كه تـــا بشویـــد

از لــــوح دلـــم غبـــار عصیـــان

محتاجـــم و دردمنــد و مسكیـــــن

دارم زِشمــــا امیــــــد درمـــــــان

نایــد زِگـــدا بـــه‌ جــز گدایــــــی

رحمــی به ‌گــــدای كن زِاحســــان

بـــر درگـــهـت ای امیــــــــد دل‌ها

ذكرم شـــده با دو چــشم گریــــــان

مــن دل بـه عنـــایت تـــو بستــــــم

ای دست خـــــدا بگیـــــر دستـــــــم

هاشم شکوهی



نوع مطلب : امام رضا(ع)، هاشم شکوهی، 
برچسب ها : هاشم شکوهی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 1 آبان 1389

آن خالقی که بر تن بی روح جان دهد 

مهر تو، رایگان، به دل خاکیان دهد

شخصی کریم، جود بلا  شرط می کند

آری، خدا هر آنچه دهد، رایگان دهد

هر نعمتی که داد خدا، بی سوال داد

وصل تو را، که خواسته ام، بی گمان دهد

از خلقت تو، خواست خداوند لامکان  

ما را کنار رحمت عامش مکان دهد

گر جان دهم، به یک نگهت، سود با من است

کالای خویش را، که بدین حد گران دهد؟

بی امتحان مرا به غلامی قبول کن

رسوا شوم، اگر دل من امتحان دهد

دارم امید، لطف تو گیرد چو دست من

دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد

می خواست گر خدای نبخشد گناه ما

ما را چرا امام چنین مهربان دهد؟

آن پرچمی که بر سر بام حریم توست

راه بهشت را به محبان نشان دهد

قلب (حسان) به یاد تو از غصه فارغ است

در انتظار این که به پای تو جان دهد

روز جزا که در صف قرآن و عترتیم

ما را امام ثامن ضامن امان دهد

حبیب چایچیان" حسان "



نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 30 مهر 1389

من آن غبار حقیرم كه اوفتادهء توست

رهین منت آن چهرهءگشادهء توست

من آن كبوتر عشقم كه دانه دادهء توست

تمام هستی من در یَدِ ارادهء توست

به قفلهای ضریحت دلم گره خورده است

به آذری نظری كن كه بی تودل مرده است

 حاج حسین آذری



نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 30 مهر 1389

عاشقان را کو پناهی غیر توس؟
ای دل! من آتشین آهی بر آر
تا بسوزی دامن ایـن روزگار
روزگـار مـردمی‌ها سوخته
چهره‌ی نامــردمی افروخـته
کینه‌ها در سینه‌ها انباشته
پرچــــم رنگ و ریـا افراشته
دشت سبز اما ز خار و کاکتوس
وز تبر شد هیمـه عود و آبنوس
آب دریا تن به موج کف سپرد
مـوج دریا اوج را از یــاد بـرد
جان‌به‌لب شد از ریاکاری شرف
خوب بودن مرد و بودن شد هدف
آب هم آییــنه را گم کرده اسـت
سنگ در دل‌ها تراکم کرده است
تیرگی انبوه شـد پشت سحـر
صبح در آفاق شب شد دربه‌در
نغمه‌های عشق هم خاموش شد
این قلندر بـاز شولاپوش شد
ارغوان روی او کم‌رنگ شد
پرنیانش هم‌نشین سنـگ شـد
خاک را از خار و خس انباشتند
یاس را در کرت شبدر کاشتنـد
نامرادی را دوا در کـار نیست
مـهر دارو در دل بازار نیـست
گـر دلی مجروح گردد از جفا
نیست گلخندی که تا یابد شفـا
نسخه‌ای نو در فـریب آورده‌اند
بوسه، دارویی که پنهان کرده‌اند
در دل این روزگار پرفـسوس
عاشقان را کو پناهی غیر توس
ای شفابخش دل بـیمار ما!
چاره‌ای کن از نگه در کار ما
خیل صیادان که در هر پشته‌اند
آهوان دشـت‌ها را کـشته‌اند
تا نـهد دل در رهت پا در رکـاب
اشک پیش افتاد و دل را زد به آب

سید علی موسوی گرمارودی

 

 



نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 29 مهر 1389

در بند هواییم، یا ضامن آهو!
در فتنه رهاییم، یا ضامن آهو!
بی تاب و شکیبیم، تنها و غریبیم
بی سقف و سراییم، یا ضامن آهو!
عریانی پاییز، خاموشی پرهیز
بی برگ و نواییم، یا ضامن آهو!
سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت
جویای وفاییم، یا ضامن آهو!
آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ایام
با خود به جفاییم، یا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
این گونه که ماییم، یا ضامن آهو!
پوچیم و کم از هیچ، هیچیم و کم از پوچ
جز نام نشاییم، یا ضامن آهو!
ننگینی نامیم، سنگینی ننگیم
در رنج و عناییم، یا ضامن آهو!
بی رد و نشانیم، از دیده نهانیم
امواج صداییم، یا ضامن آهو!
صید شب و روزیم، پابند هنوزیم
در چنگ فناییم، یا ضامن آهو!
چندی است به تشویش، با چیستی خویش
در چون و چراییم، یا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه
فریاد رساییم، یا ضامن آهو!
مجبور مخیّر، ابداع مکرر
تقدیر قضاییم، یا ضامن آهو!
افتاده به عصیان، تن داده به کفران
آلوده‌رداییم، یا ضامن آهو!
حیران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد
دریای بکاییم، یا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناییم
بنگر به کجاییم، یا ضامن آهو!
با رنج پیاپی، در معرکه‌ی ری
بی قدر و بهاییم، یا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناییم، یا ضامن آهو!
در غربت یمگان، در محبس شروان
زنجیر به پاییم، یا ضامن آهو!
رانده ز نیستان، مانده ز میستان
تا از تو جداییم، یا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباییم، یا ضامن آهو!
دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماییم، یا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، یک شب به تمنا
نزد تو بیاییم، یا ضامن آهو!
در صحن و سرایت، ایوان طلایت
بالی بگشاییم، یا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ایمن ز بلاییم، یا ضامن آهو!
چشم از تو نگیریم، جز تو نپذیریم
اصرار گداییم، یا ضامن آهو!
در حسرت کویت، با حیرت رویت
آیینه‌لقاییم، یا ضامن آهو!
مشتاق زیارت، تا جبهه‌ی طاعت
بر خاک تو ساییم، یا ضامن آهو!
گو هر چه نباید، گو هر چه بباید
در کوی رضاییم، یا ضامن آهو!
آیا بپذیری، ما را بپذیری؟
در خوف و رجاییم، یا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسلیم شماییم، یا ضامن آهو!
فریادرسی تو، عیسی‌نفسی تو
محتاج شفاییم، یا ضامن آهو!
هر چند گنه‌کار، هر قدر سیه‌کار
بی رنگ و ریاییم، یا ضامن آهو!
ما بنده‌ی درگاه، در پیش تو، اما
در عشق خداییم، یا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاییم، یا ضامن آهو!
ای چشمه‌ی خورشید، مهر تو درخشید
در عین بقاییم، یا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فریادگرشوق
آوای دراییم، یا ضامن آهو!
همخانه‌ی شبگیر، همسایه تأثیر
پرواز دعاییم، یا ضامن آهو!
همراز به خورشید، دمساز به ناهید
در شور و نواییم، یا ضامن آهو!
هم‌صحبت صبحیم، هم‌سوی نسیمیم
هم‌دوش صباییم، یا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گویای ثناییم، یا ضامن آهو!
سوگند الستیم، پیمان نشکستیم
در عهد «بلی»ییم، یا ضامن آهو!
یار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاییم، یا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکین غناییم، یا ضامن آهو!
از فقر سرودیم، یا فخر نمودیم
فخر فقراییم، یا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جویای هداییم، یا ضامن آهو!
هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم این
ما اهل ولاییم، یا ضامن آهو!
از گوهر پاکیم، از کوثر صافیم
فرزند نیاییم، یا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداییم ، یا ضامن آهو!
ایمان به تو داریم، یونان بگذاریم
تشریک‌زداییم، یا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور
با حکمت و راییم، یا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماییم، یا ضامن آهو!
تا صور قیامت، با شور ندامت
شایان جزاییم، یا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهی‌مان داد
کز تو بسراییم، یا ضامن آهو!
این بخت سهیل است، کش سوی تو میل است
در نور و ضیاییم، یا ضامن آهو!
زین نظم بدایع، وین اختر طالع
اقبال‌هماییم، یا ضامن آهو!

سهیل محمودی

 



نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 28 مهر 1389

کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد

وزید بوی خراسان و ناگـهان رد شد

دوباره یـاد غریب آشـنا و شـوق حرم

و سیل اشک که پشت پلکها سد شد

و دخترم که به دل حسرت زیارت داشت

درست هم نظر مرتضـی و احمـد شد

دو سـال هست که تو قـول داده ای بابا

بـرای مـا که نـرفتیم واقعـآ بـد شد

تمام بودنـم آوار شـد و یـک لحظــه

زمان برای عبور از خـودش مردد شد

دو روز بـعد بلیـط و شـروع یک پروار

کبوترانـه دلـم بـی قـرار گنبـد شد

قطار تهران،مشهد درست ساعت هشت

و ایستگاه که سرشار بـوق ممتد شد

و چند ساعت دیـگر به صحـن آزادی

نگاه منتظرم گـرم رفـت و آمـد شد

 

سکات قزوینی



نوع مطلب : امام رضا(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)

قرآن وعترت

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic