رضــوی
شـعـر اهـل بــیــت(ع)
درباره وبلاگ


با سلام
دوستان همراه با این وبلاگ
مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم.
امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم.
انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم .
ما رو دعا کنید.
ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی)

مدیر وبلاگ : مسعود
نویسندگان

 

سزد ز غصه گریبان خویش پاره کنم

روا بود که روم با شتاب سوی جحیم

اگر بـه نـامۀ اعمال خـود نظاره کنم

ز بس که توبه شکستم، شدم ز توبه خجل

خدای من به چه رو توبۀ دوباره کنم؟

تـوان شمرد گنـاهان بی‌شمـار مـرا

چگونه عفو تو را می‌توان شماره کنم؟

شراره‌های گناهم کشیده سر به سپهر

مگر پناه به عفو تو زین شراره کنم

فزونـیِ گنهم بـاز هم فـزون آیـد

اگر مقـایسه بـا کثرت ستـاره کنم

اگر تو در نگشایی به من، کجا بروم؟

وگر ز لطف نبخشی مرا، چه چاره کنم؟

به عزتت قسم از خجلت گناه کم است

گر از دو دیده روان، خون دل هماره کنم

خدای من تو به«میثم« کرامتی فرما

مگر کـه بـا مددت از گنه کناره کنم

 

شاعر حاج غلامرضا سازگار



نوع مطلب : غلامرضا سازگار(میثم)، مناجات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 3 بهمن 1389

ای شهیدان شمع روشن، عود در مجمر کنید
عمـه سـادات از شام آمده، باور کنید
بـا گلاب اشک خود آیید بهر پیشباز
شستشو از چهره او گرد و خاکستر کنید
کـوثر زهـرا ز صحـرای اسـارت آمده
جای گل با هم نثارش سوره کوثر کنید
تا گل سرخِ «مبارک باد» بر لیلا برید
خلعت نو بر تن پاک علی‌اکبر کنید
سینه‌ای پر شیر از خون دل آورده رباب
گریه بر لبخندِ خونین علی‌اصغر کنید
لالـه‌های پـرپـر ام‌البنین، زهرا رسید
در پیِ عبـاس، استقبال از مادر کنید
ام‌کلثوم از سفـر آورده رو در علقمه
لحظه‌ای دلجویی از آن مهربان خواهر کنید
همره زینب به سوی قتلگاه آرید رو
گریه بر آن خواهر و آن پیکرِ بی‌سر کنید
تا سکینه چشم نگشاید به سوی قتلگاه
خویش را سدّ ره آن نازنین دختر کنید
طایـران خستـه اینجـا نیست دیگر کعب نی
ناله و فریاد بر خاک شهیدان سر کنید
این شما، این کربلا، این علقمه، این قتلگاه
سرزمین نینـوا را صحنـه محشر کنید
با وضوی اشک رو آرید سوی قتلگاه
سجده بر زخمِ تنِ آن غرقه خون پیکر کنید
ای ملایک تا قیامت رود رود و بحر بحر
اشـک «میثم» را نثـار آل پیغمبر کنید

غلامرضا سازگار(میثم)



نوع مطلب : اربعین حسینی، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

امام زمان (ع ) روضه می خواند:
مقدس اردبیلی می فرماید: آمدم كربلا زیارت اربعین بود از بسكه دیدم زائر آمده و شلوغ است ، گفتم : داخل حرم نروم با این طلبه ها مزاحم زوار از راه دور آمده نشویم .
گفتم : همین گوشه صحن می ایستم زیارت می خوانم ، طلبه ها را دور خودم جمع كردم یك وقت گفتم : طلبه ها این آقا طلبه ای كه در راه برای ما روضه می خواند كجا است ، گفتند: آقا در بین این جمعیت نمی دانیم كجا رفته است .

در این اثناء دیدم یك عربی مردم را می شكافت و بطرف من آمد و صدا زد ملا احمد مقدس اردبیلی می خواهی چه كنی ؟ گفتم می خواهم زیارت اربعین بخوانم ، فرمود: بلندتر بخوان من هم گوش كنم .
زیارت را بلندتر خواندم یكی دو جا توجه ام را به نكاتی ادبی داد وقتی كه زیارت تمام شد به طلبه ها، گفتم : این آقا طلبه پیدایش نشد؟ گفتند: آقا نمی دانیم كجا رفته است یك وقت این عرب بمن فرمود مقدس اردبیلی چه می خواهی ، گفتم : یكی از این طلبه ها در راه برای ما گاهی روضه می خواند، نمی دانم كجا رفته ، می خواستم اینجا بیاید و برای ما روضه بخواند.

آقای عرب بمن فرمود مقدس اردبیلی می خواهی من برایت روضه بخوانم ؟ گفتم : آری آیا به روضه خواندن واردی ؟ فرمود: آری كه در این اثناء دیدم عرب رویش را به طرف ضریح اباعبداللّه الحسین (ع ) كرد و از همان طرز نگاه كردن ما را منقلب كرد یكوقت صدا زد یا اباعبداللّه نه من و نه این مقدس اردبیلی و نه این طلبه ها هیچ كدام یادمان نمی رود از آن ساعتی كه می خواستی از خواهرت زینب (علیهاالسلام ) جدا شوی در این هنگام دیدم كسی نیست فهمیدم این عرب مهدی زهرا(علیهاالسلام ) بوده واقعا ساعت عجیبی بود. (1) 

پاورقی
1- ترجمه كامل الزیارات ص 416.

باتشکر از پایگاه جامع عاشورا


ای قبله ی نمازگزاران آسمان 

ای خلق عالمت به سر سفره میهمان 

 هجر تو کرده قامت اسلام را کمان 

الغوث یا بن فاطمه الغوث الامان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

ای روح دین حقیقت ایمان بیا بیا 

ای جان جان و مصلح کل جهان بیا 

تنها دمید عترت و قرآن بیا بیا 

خورشید تا به کی به پس ابرها نهان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 

ای غائب از نگاه و چراغ دل همه 

داغ فراغ تو شده داغ دل همه 

گل کرده این شراره به باغ دل همه 

آه از جگر بر آمده آتش گرفته جان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 

ای پر ز اشک چشم تو صحرا بیابیا 

ای سینه سوز ناله زهرای بیا بیا 

ای آرزوی زینب کبرا بیا بیا 

تا چند سرو قامت دخت علی کمان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 

مولا کنار چاه صدا می زند تو را 

زهرا به سوز و آه صدا می زند تو را 

زینب به قتلگاه صدا می زند تو را 

زخم عزیز فاطمه گوید به مرزبان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

از قلب داغدیده ندا می رسد بیا 

از ناله ی کشیده ندا می رسد بیا 

از حنجر بریده ندا می رسد بیا 

ای داغدار لعل لب و چوب خیزران 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

تا کی ز دیده اشک نشانیم سیدی 

تا کی در انتظار بمانیم سیدی 

تا کی دعای ندبه بخوانیم سیدی 

تا کی سر بریده ی جد تو بر سنان 

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان 

یاران دعا کنید که دلدار می رسد 

خورشید از درون شب تار می رسد 

صبح ظهور و وصل رخ یار می رسد 

میثم بریز اشک و دعای فرج بخوان 

حاج غلامرضا سازگار(میثم)

اشعار دیگر میثم

صفحه اول

 



نوع مطلب : امام زمان(عج)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای عسلت از دم شمشیرها!

خنده زده زخم تو بر تیرها

زخم بدن توشه، خطر زاد تو

روز شهادت شب میلاد تو

دسته گل حجله ی تو سنگ ها

گشته تنت دستخوش چنگ ها

مرگ، عروسی که هم آغوش توست

نیشِ سرِ تیرِ بلا نوش توست

ای زرهت پیرهن نازکت

بال در آورده تن از ناوکت

نرگس من نرگس خود باز کن

جان عمو کم به عمو ناز کن

دیده به تبخال لبت دوختم

سوختم و سوختم و سوختم

تشنه ام از اشک خود آبم بده

با دو لب تشنه جوابم بده

حیف که من تاب ندادم به تو

سوختم و آب ندادم به تو

دفتر عمر تو که شیرازه شد

داغ علی اکبر من تازه شد

باده زصهبای اجل خورده ای

از دم شمشیر عسل خورده ای

تشنه به دیدار اجل می روی

قاسم من ماه عسل می روی

یا به جنان با علی مرتضی

فاطمه کرده است تو را پاگشا

خلعت خود کرده کفن می روی

بال زنان سوی حسن می روی

نیست روا با همه سوز درون

نیزه سر از سینه ات آرد برون

حیف که اوصاف تو نشناختند

اسب به گلگون بدنت تاختند

در حق ما ظلم و ستم کسب شد

مرهم زخم تو سُمِ اسب شد

غلامرضا سازگار

 



نوع مطلب : امام حسین (ع)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 26 آذر 1389

به هر کجا نگرم جای پای یار من است

برو فراق کناری که یار کنار من است

 

کنار یار اگر داده ام ز دست قرار

قسم به یا که با یار ، این قرار من است

 

گدایی من و مسکین نوازی از چو منی

اگر چه در خور او نیست ، افتخار من است

 

به هر که دامن یاری گرفته می گویم

رها کنید ، اگر یار هست یار من است

 
تو با من و فراقت هماره می کشدم

که پیش یارم و کوه فراق بار من است

 

گدای این درم و دولتم تهی دستی است

تمام ثروت من چشم اشک بار من است.

 

غلامرضا سازگار

صفحه اول

 



نوع مطلب : امام حسین (ع)، امام زمان(عج)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 18 آذر 1389

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود

گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی

هیچ‌کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را

ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود

جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب

پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود

دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت

عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند

ذره‌ای رحم و مروت در دل آنها نبود

دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر

حضرت سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود

کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس

مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

جان بابا من دویدم زجر هم می‌زد مرا

آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود

دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود

تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود

ورنه از تو لحظه‌ای غافل دلم بابا نبود

دخترم شورها بر شعر میثم داده‌ایم

ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود

جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت

ز آن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود

حاج غلامرضا سازگار (میثم)

 

 



نوع مطلب : حضرت رقیه(س)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

  بازگشت

ای دومین محمد و ای پنچمین امام
 
از خلق و از خدای تعالی تو را سلام
 
چشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نور
 
روح و روان احمد و فرزند چار امام




نوع مطلب : امام محمد باقر(ع)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 12 آبان 1389

صورت خونین

بنشینم و از سوز جگر ناله برآرم

برصورت خونین تو صورت بگذارم

بردار در این لحظه سرازخاک و دعا کن

تا من به سرکشته تو جان بسپارم

رسم است که بر نعش جوان لاله گذارند

من لاله به غیر از شرر ناله ندارم

ازبس به تنت زخم روی زخم رسیده

ممکن نبود زخم تنت را بشمارم

با یاد لب خشک تو ای نور دو دیده

ممکن نبود زخم تنت را بشمارم

با یاد لب خشک تو ای نوردو دیده

جا دارد اگر تا سر نی اشک ببارم

در خیمه زبان تو مکیدم،جگرم سوخت

بگذار زلبهای تو یک بوسه برآرم

فریاد دلم سرزند ازسینه میثم

گیرم که نبندم لب و فریادبرآرم

غلام رضا سازگار((میثم))



نوع مطلب : علی اکبر(ع)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 8 آبان 1389

عالم یم رحمت حسین است

منظومه وحدت حسین است

هر جا که بود غذای روحی

از سفره نعمت حسین است

چشمی که به ماتمش بگرید

سرچشمه رحمت حسین است

در بین ملل به سرفرازی

شیعه است که ملت حسین است

خاموشی آتش جهنم

در اشک محبت حسین است

با دوستیش گناه کردن

این باعث خجلت حسین است

از سرخی خون هنوز گلگون

آیینه طلعت حسین است

با پیکر چاک ذکر گفتن

معنای عبادت حسین است

والله خدا بود عزادار

هرجا که مصیبت حسین است

برپای از آن قیام خونین

هر روز قیامت حسین است

برنیزه طریق حق سپردن

نقشی زحقیقت حسین است

خندیدن اصغرش دم مرگ

از ذوق شفاعت حسین است

با خون پسر خضاب کردن

مظلومی وغربت حسین است

براهل حریم او اسارت

ترویج شهادت حسین است

میثم به خدا شفاعت خلق

از یمن ولادت حسین است

غلامرضا سازگار(میثم)



نوع مطلب : امام حسین (ع)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 6 آبان 1389

ای باب حاجت همه ای قبله مراد

نورالهدی ولی خدا سید العباد

خیرالامم محیط کرم آسمان جود

ابن الرضا امام نهم حضرت جواد

باب عطا و مظهر جود خدا تویی

مولا تویی  امام تویی مقتدا تویی

***

قرآن بود زمدح و ثنای تو شمه ای

جز مهر تو به گردن ما نیست ذمه ای

بحر سه گوهری گهر هشت بحر نور

کل ائمه را تو جواد الائمه ای

روح رضا روان رضا در وجود توست

تا روز حشر جواد اگر هست جود توست

***

دشمن خجل زلطف و عطا و کرامتت

از کودکی به عالم خلقت امامتت

از ماه عارضت شده شرمنده آفتاب

دل برده از امام رضا سرو قامتت

آیینه جلال و جمال محمدی

مجموعه تمام کمال محمدی

***

نامت زکار خلق گره باز می کند

علمت به سن کودکی اعجاز می کند

مأمون چو پی به قدر و جلال تو می برد

روحش زتن برون شده پرواز می کند

برگرد شمع روی تو پروانه می شود

در حیرت کمال تو دیوانه می شود

علم تو را احاطه به ملک دو عالم است

ظرف وجود پیش عنایات تو کم است

با آن همه جواب مسائل که می دهی

لال از جواب مسئله ات پور اکثم است

در کودکی به سینه علوم پیمبرت

زانو زدند کل فقیهان به محضرت

***

وقتی که دست جود تو بخشندگی کند

باید کرم به خاک درت بندگی کند

مظلوم چون تو کیست کزآغاز زندگی

با دخت قاتل پدرش زندگی کند

یک عمر بود تلخ ترین زندگانی ات

تا آنکه کشت یار به فصل جوانی ات

***

هر گه تو را به چهره مأمون نظاره شد

برغربت پدر جگرت پاره پاره شد

روزی که عقد بست به تو دخت خویش را

سر تا به پات شعله داغ دوباره شد

پیوسته حبس بود به دل سوز و آه تو

دردا که گشت خانه تو قتلگاه تو

غلامرضا سازگار(میثم)



نوع مطلب : امام جواد(ع)، غلامرضا سازگار(میثم)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)

قرآن وعترت

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو