رضــوی
شـعـر اهـل بــیــت(ع)
درباره وبلاگ


با سلام
دوستان همراه با این وبلاگ
مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم.
امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم.
انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم .
ما رو دعا کنید.
ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی)

مدیر وبلاگ : مسعود
نویسندگان

همین که نام مرا میبرند میگریم

چارپاره ای برای بانو ام البنین)س(

 

دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!

دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"

فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر

 

مدام بر لب من "ان یکاد" و "چارقل" است

که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!

بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای

اگرچه من هم "جوشن کبیر" میخوانم

...

شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی

شنیده ام که علم بر زمین نمی افتاد

شنیده ام که به آب فرات لب نزدی

فدای تشنگی ات ...شیر من حلالت باد

 

بگو چه شد لب آن رود، رود تشنه من!

بگو چه شد لب آن رود، ماه کامل من!

بگو که در غم تو رود رود گریه کنم

کدام دست تو را چید میوه دل من!

 

بگو بگو که به چشمت چه چشم زخم رسید؟

که بود تیر بر آن ابروی کمانی زد؟

بگو بگو که بدانم چه آمده به سرت

بگو بگو که بدانم چه بر سرم آمد

...

همین که نام مرا میبرند میگریم

از این به بعد من و آه و چشم تر شده ای

چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"

برای مادر تنهای بی پسر شده ای

شاعر: محمد مهدی سیار




نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، شعرای دیگر، 
برچسب ها : ام البنین، حضرت عباس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دیده ام در کـربــلای دســــت تـــو

عــالمـی را مـبـتلای دســـــت تــو

کربلا این قدر شـیــدایی نــداشـت

بـی تــو و بــی مــاجـرای دست تو

می کشد این حسرتم آخر که کاش

بـود دست من به جای دســـت تـو

شط بدان طبع رسا گیرم نـساخـت

یک دو بیتی در رثای دســـت تــو

علقـمه در علقـمه تــکــثیر شـــد

موج پژواک صـــدای دســـت تـــو

دیدم از آغاز پـــایـــانی نــــداشت

قـصه خـون گریه های دسـت تـو

چشم من با گریه می بندد دخیـل

بر ضریح با صــفــای دســـت تــو

هر که با دست تو دارد عـالــمــی

من که می میرم برای دسـت تـو

تا همیشه دست تو مشکل گشاست

ای خدا مشکل گشای دســت تـو

اوفـــتــاد از پــا امــــام عــاشـقــان

تا که خالی دید جـای دســـت تــو

خم شد و برداشت و با احــتـرام

بوسه زد برپاره های دســـت تـــو

سایه هم همسایه نامحرمی است

گرچه می افتد به پای دســت تـو

ای به سودای تو اسـمـاعـیـل ها

سر نهاده در مـنـای دســـت تــو

کعبه در سوگ تو می پوشد سیاه

تا نشیند در عـــزای دســـت تــو

آب پاکی روی دســت آب ریـخت

ای به قربان صفای دســـت تــو


محمد علی مجاهدی(پروانه)

صفحه اول



نوع مطلب : محمد علی مجاهدی، حضرت عباس(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امیر مه لقایی یا ابا الفضل

سخاوت را خدایی یا اباالفضل

تمام هستی ام البنینی

شه مشگل گشایی یا اباالفضل

میان اسمانی پر ستاره

قمر در نینوایی یا اباالفضل

به جمع گریه کن های حسینی

محبت می نمایی یا اباالفضل

به دستی که قلم گشته به محشر

شفیع جمع مایی یا اباالفضل

پناه حضرت ارباب بودی

علی کربلایی یا اباالفضل

بدون تو خدا داند که هیچم

تو هست شیعه هایی یا اباالفضل

جواد حیدری

صفحه اول

 



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، جواد حیدری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

کیستی‌ ای‌ مرد خدایی‌ تبار؟

ای‌ نفست‌ آیة‌ پروردگار!

 

کیستی‌ ای‌ کوه‌ترین‌ مردها؟

گم‌ شده‌ در جوهره‌ات‌ دردها

 

چشم‌ فلک‌ منتظر گام‌ تو

جن‌ و ملک‌ ریزه‌ خور نام‌ تو

 

کیستی‌ ای‌ مرد که‌ چون‌ شیرها

می‌چکد از پیرهنت‌ تیرها؟

 

سرو کجا و قد والای تو؟

ماه فرود آمده در پای تو

 

رد قدم هات، گل‌ رازقی‌!

هرم لبان تو خط عاشقی‌

 

عشق فقط شاخه ای از تاک تو

عقل فرو مانده در ادراک تو

 

عقل در اندیشه ی احوال تو

عشق دویده ست به دنبال تو

....

 

می‌کشم‌ از سینة‌ دلخسته‌ آه‌

منتظرم‌ بلکه‌ بتابی‌ چو ماه‌

 

ماه‌ "بنی‌ هاشم‌" اگر نیستی‌

خود بگو ای‌ ماه ترین‌ کیستی‌؟

 

ای‌ همة‌ عشق‌ بگو کیستی‌؟

حضرت‌ عباس‌ مگر نیستی‌؟

 

سوره اخلاص، سلام علیک

حضرت عباس، سلام علیک

 

کیستی‌ ای‌ ساقی‌ جام‌ الست‌

جام هم از نام‌ تو گردیده‌ مست‌

 

آب‌ که‌ شرمندة‌ لبهای‌ توست‌

تشنه‌تر از قامت‌ رعنای‌ توست‌

 

ساقی‌ این‌ لشکر عاشق‌ تویی‌!

با خطر و عشق‌ موافق‌ تویی‌!

 

...

ظهر شد و خیمه عطشناک شد

ولوله در آن سوی افلاک شد

 

نوبت جانبازی عباس شد

وقت سرافرازی عباس شد

...

 

جرعه ای از مشک تو آب حیات

قطره ای از اشک تو یعنی فرات

 

عاشق و سر مست،  که دید این چنین

ساقی بی دست ، که دید این چنین

 

شعله اشک است اگر بشنویم

گریه مشک است اگر بشنویم

 

مشک عزادار لب تشنه ات

علقمه خونبار لب تشنه ات

 

....

 

ذره‌ای‌ از عشق‌ خود اینجا بپاش‌!

قطره نوری به‌ دل‌ ما بپاش‌!

 

ما همه لب تشنة‌ جام‌ توایم‌

تشنة‌ یک‌ جرعه‌ کلام‌ توایم‌

...

 باز کن‌ این‌ پنجرة‌ بسته‌ را

مست‌ کن‌ این‌ تشنه‌ لب‌ خسته‌ را

 

تشنه لبم تشنه! بیا باز هم‌

تشنگی‌ آموز مرا، باز هم‌

 

باز علم‌ گیر و به‌ میدان‌ بیا

سوی‌ حرم‌ مشک‌ به‌ دندان‌ بیا

 

باز علم‌ گیر و علمدار باش‌!

در سپه‌ عشق‌ سپهدار باش‌!

 

مثل‌ تو سردار ندارد حسین‌!

چون‌ تو علمدار ندارد حسین‌!

 

عالم‌ و آدم‌ به‌ فدای‌ تو باد

عشق‌، دمادم‌ به‌ فدای‌ تو باد

 

ای‌ به‌ فدای‌ تو و همدردی‌ات‌

گشته‌ جهان‌ محو جوانمردی‌ات‌

 

بیرق‌ نام‌ تو تکان‌ می‌خورد

تا عطش‌ و عشق‌ مرا می‌برد

سعیدی راد

صفحه اول





نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، سعیدی راد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سر سبزترین گل نگاهم عباس

پروانه و شمع صبحگاهم عباس

خورشیدتر از نگاه او چشمی نیست

پر شعله ترین شعاع ما هم عباس

حجت الله بخشوده

صفحه اول


نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، حجت الله بخشوده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 25 آذر 1389

 

عباس یعنى تا شهادت یکه تازى

 عباس یعنى عشق، یعنى پاک بازى

 با عشق بودن تا جنون، یعنى ابوالفضل

 خورشید در دریاى خون، یعنى ابوالفضل

 جوشیدن بحر وفا، معناى عباس

 لب تشنه رفتن تا خدا، معناى عباس

 بى دست، با شاه شهیدان دست دادن

 بى سر، به راه عشق و ایمان سر نهادن

 بى چشم دیدن چهره رؤیایى یار

 جارى شدن در دیده دریایى یار

 وقتى که اقیانوس را در مشک مى ریخت

 از چشمه چشمان دریا اشک مى ریخت

 این است مفهوم بلند نام عباس

 در ساحل بى ساحل آرام عباس


شاعر:؟؟؟؟؟؟؟؟

صفحه اول

 



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 10 آذر 1389

 

فریاد از آن زمان که ابالفضل با وفا

دستان بریده در صف محشر قدم زند

هر شیعه ای که در دو جهان پیرو علیست

با شور و هلهله صف محشر به هم زند

بال ملائکه شده جای دو دست او

جنّ و ملک به عشق و وفایش قسم زند

گر پیش دیدة همه پرتو فشان شود

هم مدح او کلام عرب ، هم عجم زند

زخم سر و تنش چو عیان می شود به ما

خنجر دوباره زخم کهن در شکم زند

هر سو نظر کنی همه در بهت و حیرتند

باز هیئتی به پا شود و طبل غم زند

هیئت ، چه هیئتی به وسعت سرای عشق

با نوحه روی سینه دو دست الم زند

با یاد نینوا و علمدار تشنه لب

هر سینه زن دوباره به دوشش علم زند

چون اولیای درگه ایزد ، تمام خلق

دست بر لوای آن یل حق، بیش و کم زند

مولا دوباره خیمه های خود بپا کند

تا ساقی اش سری به طفل در حرم زند

زینب نشسته در لباس غصه و عزا

تا واژه های ماتم او زیر و بم زند

فرزند مرتضا گل دیباچه ی ولا

در داد خواهی اش ز عدالت چو دم زند

دستان شیعه با مدد از دست مصطفا

بر  تارک  سیاه  سپاه  ستم  زند

آنجا که فاطمه شده بانوی ذی سرا

بر چشم کوفیان گل اشک ندم زند

هر آن که نیزه بر سر آل علی زده

راهش خدا به کوی فنا در عدم زند

مشکل گشای مردم سرگشته می شود

هرکس دم از ولای شه با کرم زند

گاه شفاعت است و ابالفضل مه لقا

کی دست رد به سینة این اهل غم زند

ای خوش دلی که با غم فرزند بوتراب

تقدیر او دو دست بریده رقم زند

از سروری مخواه سخنی جز سرود غم

هیهات اگر به غیر عزا بر قلم زند

کاین عشق آسمانی سردار نینوا

آخر  گل  شفاعت  او  بر  سرم  زند

محمد رضا سروری

 



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، محمدرضاسروری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 6 آبان 1389

كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام‏

شد در این قبله عشاق،دو تا تقصیرم‏

دست من خورد به آبى كه نصیب تو نشد

چشم من داد از آن آب روان تصویرم‏

باید این دیده و این دست دهم قربانى‏

تا كه تكمیل شود حج من و تقدیرم

 



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 4 آبان 1389

عباس یعنى تا شهادت یكه تازى‏

عباس یعنى عشق،یعنى پاكبازى‏

***

عباس یعنى با شهیدان همنوازى‏

عباس یعنى یك نیستان تكنوازى‏

***

عباس یعنى رنگ سرخ پرچم عشق‏

یعنى مسیر سبز پر پیچ و خم عشق‏

***

جوشیدن بحر وفا،معناى عباس‏

لب تشنه رفتن تا خدا،معناى عباس

 

 

 



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

می طلبم یاری از خدای ابوالفضل

تاکنم از جان و دل ثنای ابوالفضل

در ره او هرکه دست شست زهستی

عمر ابد یافت از بقای ابوالفضل

باش گدای درش که شاهی عالم

می کند آنکس که شد گدای ابوالفضل

مهر کزاو روشن است ساحت گیتی

کسب ضیاءکرده از ضیای ابوالفضل

خواهی اگروا رهی زعالم فانی

خویش کن از جان ودل فنای ابوالفضل

کرد سروجان خود فدای برادر

جان جهانی شود فدای ابوالفضل

پشت حسین آن زمان شکست که افتاد

روی زمین قامت رسای ابوالفضل

محشر کبری شد ان زمان که جدا شد

از تن گلبرگ دستهای ابوالفضل

آه که گشتند اهل بیت پیمبر

جمله سیه پوش در عزای ابوالفضل

داری اگر آرزوی کعبه کویش

کن طلب یاری از خدای ابوالفضل

مرحوم صابر اصفهانی



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، صابراصفهانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)

قرآن وعترت

 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو