تبلیغات
رضــوی - مطالب محمدرضاسروری
 
رضــوی
شـعـر اهـل بــیــت(ع)
درباره وبلاگ


با سلام
دوستان همراه با این وبلاگ
مدتی است دم از اهلبیت(ع) می زنم و امیدوارم خدا قبول کنه .در این راه یک شعر خوب خیلی مهمه تا با محتوایی قوی مستمع رو متوجه اهل بیت (ع) کنه.به یاری خدا سعی کردم این موضوع رو مدّنظر داشته باشم. چند سال قبل تصمیم گرفتم اشعار منتخب رو در وبلاگی ثبت کنم تا دیگران هم استفاده کنند و دعامون کنند.تا حدودی این امر محقق شد و در کنارش با وبلاگ دوستانی آشنا شدم که هم از شعرشون در مجالس استفاده کردم هم در این وبلاگ و سعی کردم امانت رو رعایت و منبع برداشت شعر و نام شاعر رو بنوسم یا لینک کنم.
امیدوارم شما دوست گرامی از این اشعار استفاده کنید و من رو راهنمایی کنید تا وبلاگ بهتری خدمتتون ارائه کنم.
انتقادات شمارو هم به جون و دل می خرم .
ما رو دعا کنید.
ذاکرالحسین(مسعود جعفری بفرویی)

مدیر وبلاگ : مسعود
نویسندگان
پنجشنبه 11 آذر 1389

مرغ جانم آمده بر انتهای زندگی

خون سرخم خون بها شد در ره آزادگی

غرق در خون غوطه ور افتاده ام در قتلگاه

بهترین رنگ جنونست اینچنین دلدادگی

 

یک تن تنها میان لشکری فرصت طلب

کوفیانی دل سپرده بر زر و زور حلب

بی کسی یکسو خدا دلواپسی سوی دگر

نیزه می بارد ز هرسو بر من خشکیده لب

 

پیکرم آماج تیر دشمن ملعون شده

این بیابان بلا از خون من گلگون شده

چاک چاک و پاره پاره روی خاکم بی گناه

خاک و خون با اشک چشمان ترم معجون شده

 

بر جناغ سینه بینم دشمنی بی آبرو

خنجری برّا بکف با چکمه هایی کینه جو

اینچنین بی کس شدن در باورم هرگز نبود

آمده تا در گلوی خشک من سازد فرو

 

یاوران باوفا رفتند و من جا مانده ام

طاقتی کو مرهمی کو خونجگر وا مانده ام

من که جایم بوده روی دوش جدّم مصطفی

بین چگونه زیر سمّ اسب اعدا مانده ام

 

بوسه گاه باد صحرا می شوم بر نوک نی

من ز پیش و تو به همراه یتیمانم ز پی

راهی شام بلاییم ، بین چه ها کردند خدا

(دین به دنیا دادگان دراشتیاق ملک ری)

 

محفل عشق و صفا می گردد این دشت بلا

لاله زار لاله های خوشنوای سرجدا

سایه ساری بر سر آزاده خواهان جهان

خطّ آزادی ندارد در پناهش انتها

 

سروری این بازی تلخ زمان بود و فلک

لاله ای بی غمگسار و بی سپاه و بی کمک

غرق در خون بی کفن افتاده درگودال عشق

سر به روی نی عدو پاشد به زخم دل نمک

محمد رضا سروری 



نوع مطلب : امام حسین (ع)، محمدرضاسروری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 10 آذر 1389

 

فریاد از آن زمان که ابالفضل با وفا

دستان بریده در صف محشر قدم زند

هر شیعه ای که در دو جهان پیرو علیست

با شور و هلهله صف محشر به هم زند

بال ملائکه شده جای دو دست او

جنّ و ملک به عشق و وفایش قسم زند

گر پیش دیدة همه پرتو فشان شود

هم مدح او کلام عرب ، هم عجم زند

زخم سر و تنش چو عیان می شود به ما

خنجر دوباره زخم کهن در شکم زند

هر سو نظر کنی همه در بهت و حیرتند

باز هیئتی به پا شود و طبل غم زند

هیئت ، چه هیئتی به وسعت سرای عشق

با نوحه روی سینه دو دست الم زند

با یاد نینوا و علمدار تشنه لب

هر سینه زن دوباره به دوشش علم زند

چون اولیای درگه ایزد ، تمام خلق

دست بر لوای آن یل حق، بیش و کم زند

مولا دوباره خیمه های خود بپا کند

تا ساقی اش سری به طفل در حرم زند

زینب نشسته در لباس غصه و عزا

تا واژه های ماتم او زیر و بم زند

فرزند مرتضا گل دیباچه ی ولا

در داد خواهی اش ز عدالت چو دم زند

دستان شیعه با مدد از دست مصطفا

بر  تارک  سیاه  سپاه  ستم  زند

آنجا که فاطمه شده بانوی ذی سرا

بر چشم کوفیان گل اشک ندم زند

هر آن که نیزه بر سر آل علی زده

راهش خدا به کوی فنا در عدم زند

مشکل گشای مردم سرگشته می شود

هرکس دم از ولای شه با کرم زند

گاه شفاعت است و ابالفضل مه لقا

کی دست رد به سینة این اهل غم زند

ای خوش دلی که با غم فرزند بوتراب

تقدیر او دو دست بریده رقم زند

از سروری مخواه سخنی جز سرود غم

هیهات اگر به غیر عزا بر قلم زند

کاین عشق آسمانی سردار نینوا

آخر  گل  شفاعت  او  بر  سرم  زند

محمد رضا سروری

 



نوع مطلب : حضرت عباس(ع)، محمدرضاسروری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه

حدیث اشك | اشعار اهل بیت (ع)

قرآن وعترت